تبليغاتX
انجمن علمي علوم اجتماعي واحد دهاقان

انجمن علمي علوم اجتماعي واحد دهاقان

جهت آشنايي با فعاليتهاي انجمن علمي علوم اجتماعي واحد دهاقان

حاشيه نشيني در شهر مشهد

حاشيه نشيني در شهر مشهد

امروزه حدود 1300 ميليون نفر در شهرهاي جهان سه يم زندگي ميكنند كه بيشتر از مجموع جمعيت شهري اروپا , آمريكاي شمالي و ژاپن است . طي ده سال آينده اين رقم احتمالا" حدود 500 ميليون نفر افزايش خواهد يافت در حالي كه حكومتها و موسسات كمك كننده به بحث درباره استراتژيها ميپردازد به جمعيت شهرهايي از قبيل كراچي و بمبئي سالانه 300000 نفر افزايش مييابد شهر سائوپائولو سالانه 400000 نفر و حوزه كلانشهري مكزيكوسيتي سالانه بيش از 500000 نفر افزايش جمعيت دارند در اين دهه 1950 تركيب رشد سريع جمعيت كم درآمد و كمبود سرمايه گذاري دولت در ساختمان و نگهداري ابنيه موجود , شكلهاي شهري پديد آورده است كه بطور فزاينده اي به يكديگر شباهت دارند شهرهاي جهان سه يم در قاره هاي گوناگون از ويژگيهاي مشترك زيادي برخوردارند كه از جمله شدت زندگي خياباني و بهره برداري فشرده از فضا در بخشهاي مركزي و در بيشتر نواحي مسكوني من جمله حاشيه ها است .

    بيشتر سكونتگاههاي غير قانوني بوسيله مردمي كه در آنها زندگي ميكنند ساخته شده اند همه آنها خاك آلود , پرتراكم و فاقد درخت , با جاده هايي فاقد پوشش آسفالت فاقد آب آشاميدني , فاضلاب و مراكز اوليه بهداشتي و حتي مدرسه هستند سكونتگاههايي كه ناظران خارجي احتمالا" آنها را زور آباد و زاغه نشين و حاشيه نشين ميخوانند به جمعيتي ميان يك تا دو سه يم ساكنان بيشتر شهرهاي جهان سه يم سرپناه و ماءوا ميدهند بسياري از شهرهاي جديد سه يم طبق هنجارها و مدهاي غربي برنامه ريزي شده و به موازات شهرهاي قديمي موجود كه تاريخ طولاني دارند ساخته شده اند آنها از فرهنگ و جامعه اي كه در آن بوجود آمده اند بهره كمي گرفته اند و اعتراف صريح به جدا كردن ثروتمندان و قدرتمندان از اكثريت فقير به عنوان هدف ايجاد اين شهرها اصول نخبه گرايانه اي را كه اين شهرها براساس آنها پديد آمده اند ناشي ميسازد نيازهاي مردم فقير چه در شهرهاي برنامه ريزي شده و چه بي برنامه و چه در شهرهاي جديد يا در طرحهاي گسترش شهرهاي قديمي تقريبا" هميشه ناديده گرفته شده است هر چند غالبا" مطرح ميشود كه سياستها و هزينهاي حكومت ها و موسسات كمك دهنده رنگ و بوي شهري دارند اما فقراي شهر بسيار كم از آنها بهره مند ميشوند اگر قرار باشد كه حكومتها شيوه هاي جديدي در پيش گيرند نيازهاي اساسي را ميتوان با هزينه نسبتا" پاييني تامين كرد آب آشاميدني , اقدامات بهداشتي , فاضلاب و جمع آوري زباله , پوشش خيابانها, سيستمهاي مراقبتهاي بهداشتي و نظاير آنها را در صورتي كه از دانش , مهارتها و منابع محلي استفاده شود و سازمانهاي شهرداري در مشاركت با گروههاي كم درآمد و تشكيلات محلات اين گروهها به كار بپردازد با هزينه كمي قابل تامين است .

 

توزيع جغرافيايي حاشيه نشيني و زاغه نشيني در مشهد

اين توزيع به قرار زير است :

1-  ضلع شمالي شهر مشهد شامل حاشيه نشينان و زاغه نشينان منطقه كارخانه قندآبكوه , نخودك , حاشيه شرقي و شمالي باغ خواجه ربيع ( منطقه 13 مشهد )

2-  كمربند شمال شرقي , شرق و جنوب شرقي مشهد شامل حاشيه نشينان و زاغه نشينان دروي , سيس آباد , همت آباد , گود حاجي تقي , التيمور , قلعه چرخ و فلك , پنج تن , رده , نيزه , گلشهر , روح آباد , قلعه مستضعفين , گلشور و مهرآباد , گود حاجي فخار , حسين آباد كرمانيها , قلعه خدربيك , قلعه ساختمان , شتر گلو و قلعه خيابان , محمد آباد , حواشي كشتارگاه , دهشهر طرق  , خيابان نوش , گل ختمي , كوي كارگران , شهرك شهيد بهشتي وغيره .

3-  ظلع جنوبي مشهد شامل شهرك بهارستان , كوي سيدي و حاشيه جاده سنتو , مفت آباد , حاشيه شرقي ميدان تلويزيون , نه دره و غيره .

حاشيه نشيني در مشهد در گذشته و حال يك تفاوت عمده دارد و آن اينكه در گذشته كه وسايل اياب و ذهاب به ميزان كافي نبوده و ثروتمندان در مركز شهر و فقرا در حاشيه آن سكني ميگزيدند ولي با بهبود وضع اياب و ذهاب به تدريج برخي از ثروتمندان مركز شهر به حاشيه شهر رفته و حاشيه رفاه را بوجود آوردند بطور مثال بايد حاشيه كوهسنگي و احمد آباد را نام برد .

طبقه بندي حاشيه ها براساس بافت كالبدي

1-    حاشيه ها با بافت زاغه اي :

    اين نوع حاشيه ها در برگيرنده مساكن بسيار ناهنجار همچون حلبي , گرگين , كپر و غيره مي باشند كه شهر مشهد فاقد اين گونه حاشيه هاست .

2-    حاشيه ها با بافت آلونكي :

    اين نوع حاشيه ها شامل مساكن نيمه متعارف و محدوديت دار ميباشند مانند خانه هايي با تراكم بالا وامكانات ناچيز . بخشي از حاشيه نشيني در شهر مشهد عمدتا" از اين نوع مي باشند .

3-    حاشيه نشيني با بافت روستايي :

    اين نوع حاشيه ا درست برروي مراكز روستايي حاشيه شهر شكل گرفته اند و اعضاء آن عمدتا" عبارتند از روستائيان و جمعيت مهاجر به آن روستا .

    بافت و الگوي ساخت مسكن در اين نوع حاشيه ها تابع بافت و الگوي مسكن آن روستا مضاف بربرخي نوآوريهاي شهري ميباشد . بخشي از حاشيه هاي شهر مشهد از اين نوع ميباشند .

4-    حاشيه با بافت چادر :

    اين نوع حاشيه نشينيها بيشتر همان ايلات و عشايري هستند كه در روند جذب و تحليل در جامعه يكجا نشين شهري در اطرف شهر مغروض گرد آمده و بتدريج چادرنشيني را رها ميكنند .

5-    حاشيه ها با بافت مركب :

    حاشيه هايي هستند كه از چندين نوع بافت كالبدي فوق الذكر تكوين يافته باشند .

طبقه بندي حاشيه ها براساس شاخص جمعيتي

1-    حاشيه ها با جمعيت همگن يا متجانس :

    اين حاشيه ها داراي يك ريشه جمعيتي واحد بوده و اعضاي آن عمدتا" از يك نقطه به آنجا مهاجرت كرده اند .

2-    حاشيه ها با جمعيت ناهمگن يا نامتجانس :

    اين حاشيه ها از نظر جمعيتي داراي ريشه هاي مختلف بوده و در واقع موزائيكي از اقوام گوناگون به شمار ميروند و حاصل مهاجرت حاشيه نشينان از نقاط مختلف جغرافيايي ميباشند .

3-    حاشيه نشينان مجرد :

    اينگونه حاشيه ها انباشته از مردان مجرديست كه از نقاط ديگر براي كسب درآمد به شهرآمده و براي  زيستن حاشيه شهر را انتخاب ميكنند .

    اين افراد پس از وصول به هدف خويش , به مكان قبلي خود بازگشته و جاي خود را به تازه واردان ديگر ميدهند .

طبقه بندي حاشيه ها براساس روحيه ساكنين خود

1-  حاشيه ها با مردم اميدوار كه ساكنان آن به بهتر شدن شرايط اقتصادي خود و ترك حاشيه ها و اقامت در جايي مناسبتر و يا بهبود وضع حاشيه ها اميدوار بوده و دراين راستا از هرگونه تلاش مضاعفي روي گردان نميباشند .

 2-  حاشيه ها با مردم نااميد كه با زندگي واقامت طولاني در حاشيه ها خوگرفته اند . اينگونه افراد هيچگونه اميدي به بهبودي مكان زَيستي خود و يا هيچگونه فعاليتي جهت فرار از حاشيه ها ندارند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 آذر1388ساعت 23:15  توسط سيد سجاد طاوسي  | 

غدیر از نگاه چهارده معصوم

غدیر از نگاه چهارده معصوم

(1994 مجموع کلمات موجود در متن)
(2092 بار مطالعه شده است)  نسخه چاپی

اساس مذهب تشیع بر دو حدیث پایه گذارى شده است: یکى حدیث ثقلین (1) ،  که پیامبراکرم(ص) در کمتر از نود روز در چهار مکان آن را به مردم گوشزد کرد؛ دیگرى حدیث غدیر. مى‏توان گفت حدیث دوم مکمل حدیث اول است.
سفارش بیش از حد پیامبر(ص) در باره قرآن و عترت و نیز اصرار آن حضرت بر امامت و جانشینى امیرمومنان(ع) نشان دهنده این حقیقت است که حضرت نگران آشوبى بود که امت اسلامى بعد از وى با آن رو به رو مى‏شود.
اهمیت دادن به غدیر،  اهمیت دادن به رسالت پیامبرگرامى اسلام(ص) است. ما در این مقاله واقعه غدیر را از زبان عارفان واقعى غدیر یعنى پیامبر(ص) و امامان معصوم(علیهم السلام) مورد مطالعه قرار مى‏دهیم.

رسول خدا و غدیر
شیخ صدوق در کتاب  « امالى »  از امام باقر(ع) و آن حضرت از جدش چنین نقل مى‏کند: روزى رسول گرامى اسلام(ص) به امیرمومنان(ع) فرمود: اى على،  خداوند آیه  « یاایهاالرسول بلغ ما انزل الیک من ربک »  (2) را در باره ولایت تو بر من نازل کرد. اگر آنچه به من امر شده تبلیغ نکنم،  عملم باطل است و کسى که خدا را بدون ولایت تو ملاقات کند،  کردارش باطل است. اى على،  من جز سخن خدانمى‏گویم . (3)

امام على و غدیر
سلیم بن قیس هلالى به بیعت امیرمومنان (4) باابوبکر اشاره کرده،  مى‏گوید:
« ثم اقبل علیهم على‏فقال: یا معشرالمسلمین و المهاجرین و الانصار انشد کم الله اسمعتم رسول الله یقول یوم غدیرخم کذا و کذا فلم یدع شیئا قال عنه رسول الله الا ذکرهم ایاه قالوا نعم »  (4)
پس على(ع) به مردم فرمود: اى مسلمانان و مهاجران و انصار،  آیا نشنیدید که رسول خدا(ص) روز غدیرخم چنین و چنان فرمود. سپس تمام چیزهایى را که پیامبر(ص) در آن روز فرموده بود به مردم یاد آورى کرد. همگى گفتند: آرى.
در این زمینه مى‏توان به استدلالهاى امیرمومنان على(ع) اشاره کرد. از جمله استدلال آن حضرت براى ابوبکر که فرمود: بر اساس حدیث پیامبر(ص) در روز غدیر،  آیا من مولاى تو و هر مسلمانى هستم یا تو؟ ابوبکر گفت: شما. (5)
ابى الطفیل مى‏گوید: در روز شورا در خانه بودم و شنیدم که على(ع) گفت: آیا غیر از من کسى در میان شما هست که پیامبر(ص) به او گفته باشد:  « من کنت مولاه فعلى مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه. »  همگى گفتند: نه. (6)

حضرت زهرا(س) و غدیر
ابن عقده در کتاب معروفش  « الولایه »  از محمد بن اسید چنین روایت کرده است: از فاطمه زهرا پرسیدند: آیا پیامبر(ص) پیش از رحلتش در باره امامت امیرمومنان چیزى فرمود؟ آن حضرت جواب داد:  « و اعجباانسیتم یوم غدیرخم؟ »  (7) شگفتا! آیا روز غدیرخم را فراموش کردید؟!
فاطمه بنت الرضا از فاطمه بنت الکاظم(ع) و او از فاطمه بنت الصادق(ع) چنین نقل کرد: ام کلثوم،  دختر فاطمه زهرا(س) نقل کرد که پیامبر در روز غدیر فرمود:  « من کنت مولاه فعلى مولاه »  (8)

امام حسن مجتبى(ع) و غدیر
ازامام جعفر صادق(ع) چنین روایت شده است: امام حسن(ع) هنگامى که مى‏خواست با معاویه آتش بس اعلام کند،  به او فرمود: امت مسلمان از پیامبر(ص) شنیدند که در باره پدرم فرمود :  « انه منى بمنزله هارون من موسى » ؛ همچنین دیدند که پیامبر(ص) وى را در غدیرخم به عنوان امام نصب فرمود. (9)

امام حسین(ع) و غدیر
سلیم بن قیس مى‏نویسد: امام حسین(ع) قبل از مرگ معاویه خانه خدا را زیارت کرد. سپس بنى‏هاشم را جمع کرده فرمود: آیا مى‏دانید پیامبر اکرم(ص) على(ع) را در روز غدیر خم نصب کرد؟ همگى گفتند: آرى. (10)

امام زین العابدین(ع) و غدیر
ابن اسحاق،  تاریخ نویس معروف،  مى‏گوید: به على بن حسین گفتم:  « من کنت مولاه فعلى مولاه »  یعنى چه؟ حضرت فرمود:  « اخبرهم انه الامام بعده » ؛ به آنها خبر داد که اوست امام بعد از خودش. (11)

امام محمد باقر(ع) و غدیر
ابان بن تغلب مى‏گوید: از امام باقر(ع) در باره گفته پیامبر:  « من کنت مولاه فعلى مولاه »  پرسیدم: حضرت فرمود: اى اباسعید،  پیامبر فرمود: امیرمومنان در میان مردم جانشین من خواهد بود. (12)

امام جعفرصادق(ع) و غدیر
زید شحام مى‏گوید: نزد امام صادق بودم،  مردى معتزلى از وى در باره سنت پرسید. حضرت در پاسخ فرمود: هر چیزى که فرزند آدم به آن نیاز دارد (حکم آن) در سنت خدا و پیامبر(ص) وجود دارد و چنانچه سنت نبود،  خداوند هرگز بر بندگان احتجاج نمى‏کرد.
مرد پرسید: خداوند با چه چیزى بر ما احتجاج مى‏کند؟
حضرت فرمود:  « الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتى و رضیت لکم الاسلام دین » ؛ بدین وسیله ولایت را تمام گردانید و اگر سنت یا فریضه تمام نبود،  خدا به آن احتجاج نمى‏کرد. (13)

امام موسى کاظم(ع) و غدیر
عبدالرحمن بن حجاج از حضرت موسى بن جعفر(ع) در باره نماز در مسجد غدیرخم (14) پرسید. حضرت در پاسخ فرمود:  « صل فیه فان فیه فضلا و قد کان ابى یامربذلک »  (15) ؛ نماز بخوان،  بدرستى که در آن فضل فراوان وجود دارد و پدرم به آن امر مى‏کرد

امام رضا(ع) و غدیر
محمد بن ابى نصر بزنطى مى‏گوید: خدمت امام رضا(ع) بودم،  در حالى که مجلس پر از جمعیت بود و با یکدیگر درباره غدیر گفتگو مى‏کردند،  برخى از مردم این واقعه را منکر شدند؛ امام فرمود: پدرم از پدرش روایت کرد که روز غدیر در میان اهل آسمان مشهورتر است تا میان اهل زمین. سپس فرمود: اى ابى نصر، « این ماکنت فاحضر یوم الغدیر » ؛ هرکجا که هستى در این روز نزد امیرمومنان(ع) باش. بدرستى که در این روز خداوند گناه شصت سال از مردان و زنان مومن و مسلم را مى‏آمرزد و دو برابر آنچه در ماه رمضان از آتش دوزخ مى‏رهاند؛ در این روز آزاد مى‏کند... سپس فرمود:  « والله لوعرف الناس فضل هذا الیوم بحقیقه لصافحتهم الملائکه کل یوم عشر مرات » (16) اگر مردم ارزش این روز را مى‏دانستند،  بى‏تردید فرشتگان در هر روز ده بار با آنان مصافحه مى‏کردند.

امام محمد جواد(ع) و غدیر
ابن ابى عمیر از ابو جعفرثانى(ع) در ذیل آیه  « یا ایهاالذین آمنوا اوفوا بالعقود » (17) چنین روایت کرد: پیامبر گرامى(ص) در ده مکان به خلافت اشاره کرده است؛ سپس آیه  « یا ایهاالذین آمنوا اوفوا بالعقود »  نازل شد. (18)
در توضیح این روایت باید گفت: آیه یاد شده در اول سوره مائده است. این سوره،  آخرین سوره‏اى است که بر قلب نبى‏اکرم(ص) نازل شد. در این سوره،   « آیه اکمال »  و  « آیه تبلیغ »،  که ناظر به واقعه غدیر است،  وجود دارد.

امام هادى(ع) و غدیر
شیخ مفید،  در کتاب شریف ارشاد،  زیارت امیرمومنان على(ع) را از امام حسن‏عسکرى(ع) و آن امام از پدرش نقل مى‏کند و مى‏گوید: امام جواد(ع) در روز عید غدیر،  حضرت على(ع) را زیارت کرد و فرمود:  « اشهد انک المخصوص بمدحةالله المخلص لطاعةالله ... »؛ شهادت مى‏دهم که مدح خدا به تو اختصاص دارد و در طاعت او مخلصى.
سپس مى‏فرماید: خداوند حکم فرمود:  « یا ایهاالرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فمابلغت رسالته و الله یعصمک من الناس. »
آنگاه ادامه مى‏دهد: پیامبر(ص) خطاب به مردم کرد و از آنها پرسید: آیا آنچه برعهده داشتم،  ابلاغ کردم؟
همگى گفتند: آرى.
سپس فرمود: خدایا گواه باش! بعد از آن فرمود:  « الست اولى بالمومنین من انفسهم؟ فقالوا بلى فاخذ بیدک و قال من کنت مولاه فهذا على مولاه،  اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله »  آیا من به مومنان از خود آنها سزاوارتر نیستم؟ گفتند : بله. پس از آن دست على(ع) را گرفت و فرمود: هرکس من مولاى اویم،  این على مولاى اوست ... (19)

امام حسن عسکرى(ع) و غدیر
حسن بن ظریف به امام حسن عسکرى(ع) نامه نوشت و پرسید: گفته پیامبر  « من کنت مولاه فعلى مولاه »  یعنى چه؟ حضرت در پاسخ فرمود:  « اراد بذلک ان جعله علما یعرف به حزب الله عند الفرقة » ؛ خداوند اراده فرمود که این جمله،  نشان و پرچمى باشد تا حزب خدا هنگام اختلافها با آن شناخته شود.
اسحاق بن اسماعیل نیشابورى مى‏گوید: حضرت حسن ‏بن على(ع) به ابراهیم چنین نوشت: خداوند متعال با منت و رحمت خویش واجبات را بر شما مقرر کرد. این کار به سبب نیاز او نبود،  بلکه رحمت او بود که متوجه شما شد. هیچ معبودى جز او وجود ندارد؛ او چنان کرد تا ناپاک را از پاک جدا سازد و اندرون شما را بیازماید تا به سوى رحمت او پیش بگیرد و منازل شما در بهشت معین شود. از اینرو،  حج و عمره،  اقامه نماز،  پرداخت زکات،  روزه و ولایت را بر شما واگذار کرد و درى را فرا راهتان قرار داد تا درهاى دیگر واجبات را باز کنید؛ کلیدى را براى یافتن راه خود قرار داد. اگر محمد و جانشینان او از فرزندش نبود،  شما مانند حیوانات سرگردان مى‏ماندید و هیچ واجبى از واجبات را فرا نمى‏گرفتید. مگر مى‏توان از غیر در،  وارد مکانى شد؟ وقتى خداوند به سبب تعیین اولیا پس از پیامبر(ص)،  نعمت خود را بر شما تمام کرد،  فرمود:  « الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتى و رضیت لکم الاسلام دین »  (20) امروز دینتان را کامل و نعمت خود را بر شما تمام کردم و راضى شدم که اسلام دین شما باشد . سپس براى اولیاى خود برگردن شما حقوقى قرار داد و به شما فرمان داد حقوق آنها را ادا کنید تا زنان و اموال و خوراک و آشامیدنیها بر شما حلال باشد و به واسطه آن برکت و رشد و ثروت را به شما بشناساند و اطاعت کنندگان شما را به واسطه غیبت بشناساند... (21)

امام زمان(ع) و غدیر
در دعاى ندبه که ظاهرا منسوب به آن حضرت است چنین مى‏خوانیم:  « ...فلما انقضت ایامه اقام ولیه على‏بن ابى طالب صلواتک علیهما و آلهما هادیا اذ کان هوالمنذر و لکل قوم هاد فقال و الملاء امامه من کنت مولاه فعلى مولاه.. . »
 


 

پى‏نوشتها:
1ـ حدیث ثقلین در بیشتر منابع اهل سنت وارد شده است. ما به پاره‏اى از آنها اشاره مى‏کنیم : السنه شیبانى،  ص 337 و 629 ح 1551؛ صحیح ترمذى،  ج 5،  ص 663؛ سنن کبرى بیهقى،  ج 10،  ص 114؛ المستدرک،  حاکم نیشابورى،  ج 3،  ص 110؛ فضائل الصحابه،  احمد بن حنبل،  ج 1،  ص 171 و ج 2،  ص 588؛ سنن ابى‏داود،  ج 2،  ص 185؛ طبقات کبرى،  ابن سعد،  ج 2،  ص 194؛صحیح مسلم،  ج 4،  ص .1873
2ـ سوره مائده،  آیه .71
3ـ امالى شیخ صدوق،  مجلس،  74،  ص .400
4ـ کتاب سلیم بن قیس هلالى،  نشر موسسه بعثت،  ص .41
5ـ خصال شیخ صدوق،  ص 505،  باب اربعین،  ج .30
6ـ امالى شیخ صدوق،  ج 1،  ص .342
7ـ اثبات الهداة،  حرعاملى،  ج 2،  ص 112،  ح 473؛ مناقب ابن شهر آشوب،  ج 3،  ص 25 ـ .26
8ـ اثبات الهداة،  ج 2،  ص 112؛ احقاق الحق،  ج 16،  ص .282
9ـ امالى شیخ صدوق،  ج 2،  ص .171
10ـ سلیم بن قیس،  ص .168
11ـ معانى الاخبار،  ص 65؛ بحارالانوار،  ج 37،  ص .223
12ـ معانى الاخبار،  ص .66
13ـ تفسیر برهان،  ج 1،  ص .446
14ـ در باره اهمیت این مسجد به مجله میقات حج شماره 12 مراجعه شود.
15ـ اصول کافى،  ج 4،  ص .566
16ـ تهذیب الاحکام،  شیخ طوسى،  ج 6،  ص 24،  ح 52؛ مناقب ابن شهرآشوب،  ج 3،  ص .41
17ـ سوره مائده،  آیه .1
18ـ تفسیرقمى،  ج 1،  ص .160
19ـ بحارالانوار،  ج 100،  ص .363
20ـ همان،  ج 37،  ص .223
21ـ علل الشرائع،  ج 1،  ص 249،  باب 182،  ح .66
 

* برگرفته از مجله کوثر شماره 25
* نوشته ی : ص ـ ناطقى

* منبع : سایت امام علی دات نت

+ نوشته شده در  یکشنبه 15 آذر1388ساعت 1:37  توسط سيد سجاد طاوسي  | 

عرفه آمد.....

عرفه آمد ومن هنوزدرکوچه پس کوچه های تنگ وتاریک دلم سرگردانم ،هنوز دلتنگم و هنوز غریب ، امسال هم عرفه، آمد اما نتوانستم در عرفات باشم ، نتوانستم همنفس با فرشتگان و همصدا با مولایم در بهترین سرزمین"عرفات" نیایش کنم .
 
عرفه روز دعاست.خداخودبه دعا امر فرمودند وبه اجابت ،ضمانت. خدایا بار زمانی است که نمی دانم چه دعایی کنم . دعای بر کشتکان روز افزون عراق و یا برادران شیعه در یمن ،دعا بر جوانان وکودکان فلسطینی و یا افاغنه که هر روز شاهد کشت و کشتار آنها هستیم .
 
خدایا در این روز باید چه دعایی کردو چه گفت و از معبود خود چه خواست .
 
از خود می پرسم که آیا اگر در ایران متولد نمی شدم و پدرم و مادرم نبودند آیا نماز را ستون دین خود می پنداشتم یا برای حسین که روز عرفه یکی از روزهایی است که به یاد او می نشینیم ،می گرییدم و این روز و حسین را عزیز می پنداشتم .
 
خدایا اگر درخلوت دررثای فرزند شهید حسین ، روضه علی اکبر نمی خواندم چگونه عاشورا را می فهمیدم و آیا امروز فلسفه عاشورو محرم را فهمیدم .
 
خدایا اگر حدیث و روایت از دخت نبی اکرم فاطمه زهرا نبود چگونه می توانستم نجابت و حیا زن مسلمان را درک کنم ، اگرمادرم هر روز با خدا خلوت نمی کرد و قرآن نمی خواند ،من کجا قرآن خوان می شدم واگر بغض مادردر مظلومیت ائمه نمی شکست ، من کجا معنی پاکی و معصومیت را می فهمیدم ، اگرنبود شاخه های استجابت قنوت مادرم،من کجا به هر آنچه می خواستم ،می رسیدم . 

اما روز عرفه چه روزی است .عرفه، روز شناخت است. عرفه روزي است كه خداي سبحان بندگان خود را به عبادت و اطاعت خويش فرا مي خواند و خوان كرم و احسان و لطف خود را براي مردمش مي گستراند و درهاي مغفرت و بخشش و رحمتش را بر روي آنان مي گشايد.

عرفه روزی است که پنجره باران خورده چشم ها از ضريح اجابت، تصوير مي کشد و اين صحراي عرفات است كه با كلمات روحبخش دعاي امام حسين (ع) و اشك عاشقان او بر دامن خود اجابت را نقش مي كند 

در صحراي عرفات بود که جبرئيل، پيك وحي الهي، مناسك حج را به حضرت ابراهيم (ع) آموخت و حضرت ابراهيم (ع) در برابر او مي فرمود: عَرِفتُ، عَرِفتُ (شناختم، شناختم) و نيز دامنه كوه عرفات در زمان صدر اسلام كلاس صحرايي پيامبر بود .

در این روز بود که حضرت سيدالشهدا، امام حسين (ع) همراه با فرزندان و گروهي از اصحاب از خيمه هاي خود در صحراي عرفات بيرون آمدند، و روي به دامن كوه رحمت نهادند وهمايشي تشكيل دادند، كه با موضوع (روز شناخت)، شناخت و سازندگي بود. اين همايش، تنها جنبه علم و معرفت نداشت بلكه شناخت توأم با عمل و سازندگي و تزكيه و خودسازي بود.

حال در این روز ،باید بگویم خدایا ،خواسته های دلم به وسعت عالم و آدم است،امااز تو می خواهم آگاهی ،عشق ، نیاز ومبارزه راکه فلسفه نیایش های زیباترین روح پرستنده"حضرت سجاد (ع)"است، از من نگیری ، خدایا،حتی برای لحظه ای مرا به خودم وا مگذار .
 
امیرحسین اشرفی
+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 آذر1388ساعت 23:42  توسط سيد سجاد طاوسي  | 

دکتر شريعتی.

خدايا, ترا شکر می کنم که مرا با درد اشنا کردی تا درد دردمندان را لمس کنم و ناخالصی های وجودم را در اتش درد بسوزانم.....خدايا, ترا شکر می کنم که مرا در اتش عشق گداختی و همه موجودات وخواستنی ها را بجز عشق و معشوق در نظرم خوار و بی مقدار کردی تا از کنار هر حادثه وحشتناک ,ارام بگذرم دردها, تهمت ها, ظلم ها, فشارها و شکنجه ها را با سهولت تحمل کنم.خدايا, مرا از بلای غرور و خودخواهی نجات ده تا حقايق وجود را ببينم و جمال زيبای ترا مشاهده کنم.....خدايا, پستی دنيا را هميشه در نظرم جلوه گر ساز تا فريب زرق و برق عالم خاکی, مرا از ياد تو دور نکند.....خدايا, دلم از ظلم و ستم گرفته, ترا به عدالتت سوگند می دهم مرا در زمره ستمگران و ظالمان قرار نده...خدايا, بسوی تو می ايم ,از عالم و عالميان می گريزم, تو مرا در جوار رحمت خود سکنی ده". دکتر شريعتی.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 آذر1388ساعت 23:34  توسط سيد سجاد طاوسي  | 

موج جدید شرکتهای هرمی در ایران

حوادث  - شرکت‌هایی با توجیهات جدید و تغییر شیوه و نام خود همچنان به بازی با پول مردم و تاراج آنها ادامه می دهند و فعالان اصلی آن در کشور تردد دارند.

خبرگزاری مهر در گزارشی تفصیلی نوشت:

شرکتهای هرمی هر روز با شیوه ها و نامهای جدید قد علم می کنند و به تاراج سرمایه های مردم و به خصوص جوانان می پردازند و هر روز گوشه ای از فجایع ناشی از این فعالیتها در اقصی نقاط کشور پدیدار می شود؛ اما آیا فکری اساسی برای برخورد با آنها شده است.

به گزارش خبرنگار مهر، بازاریابی شبکه ای پدیده ای نوین در جهت گسترش بازار هدف و دستیابی به بازارهای بین المللی است. این بازاریابی از ابزارهای مهمی است که می تواند در خدمت تجارت به کار گرفته شود و موجبات شکوفایی اقتصادی را فراهم آورد.

بازاریابی شبکه ای با سابقه ای بیش از 70 سال از دهه 30 میلادی در آمریکا مطرح و کار خود را آغاز کرد. اما همانطور که می دانیم در جوامع بشری همواره عده ای به دنبال کسب درآمدهای نامشروع هستند که این عدم مشروعیت در تجارت الکترونیک با نام شرکتهای هرمی سر برآورد.

طی سالهای گذشته در راهروهای دادسرها هر روز شاهد آه و فغان جوانان و خانواده های بسیاری هستیم که به دامهای رنگین فعالان و درواقع شیادان این شرکتها گرفتار شده و به خاک مذلت افتاده اند.

در این برهه داشتیم و داریم جوانانی را که به جای این که با غرور سرش را بالا بگیرد و به کشورش افتخار کند، با التماس و تضرع و اشکهایی که بر گونه هایشان می غلتد با کوله باری از غم قصه ناتوانی خود برای تامین هزینه های اولیه زندگیشان بر زبان جاری کنند در حالی که در قانون برای اشک ریختن هیچ جایگاهی درنظرگرفته نشده است و تنها اتفاق، تلاطم قلب مجریان قانون است که چرا یک جوان باید به این جا برسد؟ آخر مگر همه مشکلات را قانون می تواند رفع کند؟

شرکتها یا دسیسه های هرمی با شناسایی نقاط قوت و ضعف بسیاری از جوامع فعالیتهای غیرقانونی خود را دارای پوششی فریبنده و قانونی کرده و با نام تاجران الکترونیک داشته و نداشته های بسیاری را از آن خود کردند!

روش شرکتهای هرمی
در این روش تولید کننده به جای اینکه کالاهای خود را از طریق عوامل پخش با درصد کمیسیون بالا به فروش برساند از طریق خود مردم و مشتریان این کار را انجام می دهد. بدین طریق شبکه ای از خریداران که تمایل دارند منفعتی برای خود کسب کنند امر بازاریابی و فروش کالا را بر عهده می گیرند.

در برخی از ادبیات از بازاریابی شبکه ای به عنوان بازاریابی چند لایه ای نیز نام برده می شود که به طور کلی در این روش فروشنده کالای خودش را به افراد در شبکه بازاریابی و فروش واگذار می کند و آن افراد نیز کالا را به چند نفر زیر دست خود واگذار و بازاریابی می کنند و به همین ترتیب کار ادامه پیدا میکند و در نتیجه به صورت تصاعدی بر تعداد مشتریان و فروشندگان کالا در شبکه اضافه می شود.

سازو کار بازاریابی شبکه ای به این شکل است که فردی به یکی از این شرکتهای مزبور تقاضای عضویت می دهد تا تبدیل به یک مالک مستقل کسب و کار شود و این فرد با استفاده از مستندات و آموزشهای شرکت مورد نظر به عنوان موجود مستقل اقتصادی کارش را آغاز می کند و از طریق گرفتن کمیسیون به کسب در آمد می پردازد.

طرحهای هرمی در ایران
اما قصه ورود طرحهای هرمی در ایران بنا به گفته سید مصطفی طباطبایی راد دارای چهار موج است که موج اول آن طرح از سال 1378 وارد بازار ایران شد. شرکتهای هرمی در این مرحله با وعده پولدار شدن سریع افراد از طریق خرید و فروش کارتهای عضویت شروع شد و شاخص این جریان "شرکت پنتاگونا" بود.

این شرکت در مهرماه 78 وارد بازار ایران شد و در پی استقبال کم نظیر مردم گسترش یافت اما پس از آن با توجه به خروج مبالغ ارزی کلان از کشور و برخورد قضایی با مروجان و اظهار نظر مراجع مبنی بر قمار بودن آن فعالیت این شرکت در ایران کم رنگ شد.

موج دوم: با توجه به گرایش قابل توجه مردم برای عضویت در طرح پنتاگونا عده ای از عناصر فرصت طلب با الگو گیری از ساختار عملیاتی شرکت پنتاگونا و طراحی مدل ایرانی آن، به تبلیغ و ترویج این نوع شرکت ها پرداختند.

بنا بر گفته نویسنده کتاب تاجران کلاهبردار، ویژگی عمده طرحهای هرمی در ایران، فعالیت این شرکتها تحت عنوان موسسات خیریه و عام المنفعه بود و تاکید آنها بر اهداف و نیات خیر خواهانه بود.

موج سوم: طی جریان موج اول و دوم ، به دلیل استقبال بی نظیر مردم از این گونه طرحها شرکتها با رفع نواقص خود اقدام به بازنگری در کارها کرده و گلد کوئست با رفع نقاط ضعف و آسیب های پیشین پا به عرصه گذاشت.

دست اندرکاران این شرکت با تکیه بر ویژگیهای روانی جامعه ازجمله مشکلات ناشی از وضعیت اقتصادی نامناسب، بیکاری، درآمد پایین و نقش پول و ثروت با رد پای رویای پولدار شدن در کمترین زمان محبوبیتی غیر قابل باور به دست آورد به طوری که سبب شد ایران با بیشترین امتیاز در صدر جدول شرکت گلدکوئست بیاستد و شهرهای اصفهان، قم، کرج و تهران به ترتیب بیشترین اعضاء را داشته باشند.

موج چهارم: بعد از جریان دوم و سوم وتصویب طرح ممنوعیت فعالیت شرکتهای گلدکوئستی در ایران موج چهارم شرکتهای هرمی در ایران شکل گرفت که شعار آن مبتی بر پولدار شدن با سرمایه اندک نبود بلکه شعارش این بود که شما کار نکنید پول شما کار می کند و سود می دهند.

برخورد با شرکتهای هرمی در ایران
برخورد با شرکتهای هرمی در موج دوم آن یعنی در سال 1380 آغاز شد اما قانون ممنوعیت فعالیت شرکتهای هرمی در روز پنجشنبه 27 بهمن ماه 1384 توسط رئیس جمهور وقت برای اجرا به وزارت دادگستری ابلاغ شد.

این قانون با الحاق یک بند و یک تبصره به ماده (1) قانون مجازات اخلالگران در نظام اقتصادی کشور تصویب شد. طبق این بند "فعالیت هرمی" به عنوان یکی از مصادیق اخلال در نظام اقتصادی برشمرده شد.

طبق این قانون فعالان اصلی طرحهای هرمی که قصد ضربه زدن به نظام را داشته باشند مفصد فی الارض بوده و مجازات اعدام برای آنها تعیین شده است. برای فعالان اصلی فاقد این قصد، مجازات حبس از 5 تا 20 سال تا 74 ضربه شلاق در انظار عمومی و برای فعالان جز مجازات حبس از 6 ماه تا 3 سال و جزای نقدی معادل دو برابر اموال نامشروع حاصله قید شده است.

گرایش به شرکتهای هرمی
گرایش جوانان به شرکتهای بازاریابی هرمی در زمان گذشته شدت بیشتری داشت ولی آمار نشان می دهد امروزه با توجه به غیرقانونی بودن این فعالیتها و کنترل جدی آن از سوی دولت، بسیار کم شده و پیش بینی می شود در آینده کمتر هم بشود.

فعالیتهای بازاریابی بسیار پردرآمد و کم هزینه است؛ لذا جوانان برای رسیدن به آرزوهای خود، بدنبال راههایی هستند که در کمترین زمان بیشترین بهره را ببرند از این رو در جستجوی این راهها به اشتباه به سوی شرکتهای هرمی کشیده می شوند.

بنا بر گفته بسیاری از کارشناسان، بیشتر افرادی که درگیر این شرکتها می شوند منتظر ایجاد تحولی هستند که زندگی آنها را به سمت خوشبختی و آسایش، دگرگون کند غافل از اینکه پشت پرده این فعالیتها، افرادی هستند که بویی از ایران و ایرانی بودن نبرده اند و درصدد اغفال جوانان و یا کسب اهدافی هستند که فقط نیمی از آنها اقتصادی است.کارشناسان معتقدند که برخورد هوشمندانه ای با این شبکه ها بشود.

بعد از طرح گلدکوئست و برخورد قاطع دستگاه قضایی با سرشاخه ها و افرادی که از طریق وعده های فریبنده عضو این سیستمها شده بودند، شرایط به گونه ای شد که هم اکنون باید عوامل بازدارنده را در جلوی دیدگان جوانان نگه داشت.

برخی صاحبنظران حقوقی نیز معتقدند به دلیل پیچیده بودن و پیچیده تر شدن روز به روز ساختار فعالیت شرکتهای هرمی و تلاش عوامل آن برای سرپوش قانونی گذاشتن بر اقدامات خود، قضات پرونده های این مؤسسات نیز باید افرادی خبره و آشنا به آخرین اطلاعات بازاریابی زنجیره ای باشند تا بتوانند شگردهای جدید صاحبان این شرکتها را تشخیص بدهند و اجازه عبور آنها ازصافی قانون را به راحتی ندهند.

دستور برای اجرای سریعتر کیفر و مجازات
ناگفته نماند که قوه قضاییه در یکسال اخیر تحرکات فراوانی از خود در این زمینه نشان داده است. اداره کل روابط عمومی و اطلاع رسانی قوه قضاییه بارها با انتشار اطلاعیه هایی ضمن انتشار اسامی شرکتهای هرمی به مردم و جوانان هشدار داده است که ضمن مراقبت برای نیفتادن در دام ترفندهای وسوسه آمیز و محرک مؤسسات کلاهبردار مطلع باشند که فعالیت در این مؤسسات جرم محسوب می شود.

درهمین زمینه قوه قضاییه در بخشنامه ای از دادسراها و محاکم قضایی خواست به محض قطعیت حکم عاملان شرکتهای هرمی، در اجرای کیفر تسریع شود.

در بخشی از این نامه آمده است: « دادسرای عمومی و انقلاب و دادگاههای کیفری در برخورد قضایی با دایرکنندگان این مؤسسات و شبکه های مخرب و عناصر فعال در آن با قاطعیت عمل کنند.»

موج جدید شرکتهای هرمی
هم اکنون شرکتهایی با توجیهات جدید و تغییر شیوه و نام خود همچنان به بازی با پول مردم و تاراج آنها ادامه می دهند و فعالان اصلی آن در کشور تردد دارند.

بنا بر اعتقاد کارشناسان شرکتهای هرمی پوشش کار خود را تغییر داده اند و در قالب سرمایه گذاری با سودهای کلان به میدان آمده اند و نوع ایرانی آنها هم با ثبت شرکت پوشالی خود در اداره ثبت شرکتها و آگهی در روزنامه رسمی که از طریق سایت روزنامه رسمی در تمام نقاط ایران قابل دسترس است خود را به مسئولان کلان نظام منتسب و سود بالای پرداختی خود را ناشی از شرکت در پروژه های زیربنایی کشور عنوان می کنند و کار خود را کمک به توسعه تجارت الکترونیک کشور ارزیابی می کنند.

این همان دامهای رنگینی است که برای ملت و به خصوص جوانان پهن شده و در صورت اقدام نکردن به موقع صرف نظر از ضربات مهلکی که بر سلامت روانی جامعه وارد می آورند، خسارات وارده به اقتصاد کشور و تورم حاصل از آن غیرقابل جبران خواهد شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 آذر1388ساعت 23:31  توسط سيد سجاد طاوسي  | 

دسیسه هرمی چیست؟

آیا تا به حال به این سوال فکر کرده اید که طرح‌های هرمی یا بازاریابی هرمی چیست؟ و اینکه چه تفاوتی دارد با بازاریابی شبکه‌ای قانونی دارد؟ فکر می‌کنم با روی کار آمدن بسیاری از شرکتها که در چند سال اخیر منجر به هیاهویی بزرگ در کشورمان شد این سوال، می‌تواند سوالی بسیاری از شما دوستان عزیز باشد. من در این مطلب با مطالعه مقالات مختلف سعی کرده ام که به این سوال پاسخ دهم . اما به راستی بازاریابی هرمی یا طرح‌های هرمی یا به عبارت دیگر pyramid Schemes چیست؟

دانستن پاسخ این سوال به ما این امکان را می‌دهد که در زمان خودش، تصمیم درستی بگیریم و در زمان و مکان خودش،‌این آگاهی را به دیگران انتقال دهیم و این باید انجام شود تا مردم این حداقل آگاهی را داشته باشند .
چرا ما برخی از فعالیت های بازاریابی را فعالیت ها یا طرح‌های هرمی می‌دانیم؟ ما بر اساس یک سری مشاهدات و شرایط خاص می‌توانیم به این نتیجه برسیم. طرح‌های هرمی یک نقطه‌ی مشترک دارند و معمولاً به قول گفتنی داد می‌زنند که ما هرمی هستیم. ما با استفاده از دو نکته یا دو روش می‌توانیم این گونه طرح‌های هرمی غیر قانونی را از بازاریابی شبکه‌ای قانونی تشخیص بدهیم و من معتقدم که این خیلی مهم است مردم ما از این دو روش آگاه شوند. پیش از آنکه به این دو نکته بپردازم، لازم می‌دانم ابتدا به آن نقطه‌ی مشترک اشاره کنم. طرح‌های هرمی ادعا می‌کنند

که افراد می‌توانند در مدت زمان کوتاهی، فقط با وارد شدن به شبکه یا سیستم، درآمدی فوق العاده داشته باشند. وقتی که افراد با این روش شروع می‌کنند به صحبت (و توصیه ورود به شبکه و نه خرید کالا یا خدمات و منفعت بردن از استفاده از کالا یا خدمات) به نوعی خود و سیستمی که برایش کار می‌کنند را لو می‌دهند.

چگونه می‌توانیم طرح‌های هرمی را از بازاریابی شبکه‌ای قانونی و درست تشخیص دهیم؟ خیلی ساده است. حالت اول: شرکتهایی و افرادی از آن شرکت ها می‌ایند و به شما می‌گویند که باید تعدادی (مثلاً فرض کنید چندین کارتن) کالا بخرید و انبار کنید. انبار کردن کالا نشان می‌دهد که طرح هرمی است، شما باید بیش از نیاز شخصی‌تان، کالا بخرید و این موضوع شرکت را در کوتاه مدت، ثروتمند می‌سازد. کالا روی دست شما می‌ماند، احتمالاً خراب می‌شود یا از رده خارج می‌شود و شما نمی‌توانید کالایی بفروشید و به این ترتیب از گردانه خارج می‌گردید. پس اگر بحث انبار کردن (یا خرید بیش از نیاز) مطرح شود می‌توانید بگویید که این نوع بازاریابی غیر قانونی است و من دنبال آن نمی‌روم. حالت دوم: شرکت اعلام می‌کند که ما فروش مغازه‌ای نداریم و کالا یا خدماتمان را به مردم عادی نمی‌فروشیم. افراد تنها وقتی می‌توانند از کالا یا خدمات آن شرکت استفاده کنند که عضو شبکه‌ی بازاریابی (غیر قانونی) آن شده باشند. طرح‌های هرمی با همین دو مورد کاملاً شناسایی می‌شوند و ما می‌توانیم بین آنها و بازاریابی شبکه‌ای قانونی تفاوتی فاحش را مشاهده کنیم. پس اگر خرید یا استفاده از کالا منوط به عضویت در شبکه باشد، خیلی ساده به ما نشان می‌دهد که این سیستم هرمی و غیر قانونی است و مردم باید آگاه شوند که درگیر چنین سیستم‌هایی نشوند، چون سقوط و انحطاط آنها، حتی اشباع آنها قطعی است. (توجه دارید که من در مورد طرح‌های هرمی صحبت می‌کنم و نه بازاریابی شبکه‌ای یا MLM قانونی).

در بازاریابی شبکه‌ای قانونی، کالا و خدماتی مصرفی وجود دارد، کار بازاریابی، کار سختی است و در کوتاه مدت، کسی مولتی میلیاردر نمی‌شود و صاحبان شرکت تولید کننده یا عرضه کننده خدمات، یک شبه ثروتمند نمی‌شوند، آنان در حال تولید هستند و مایلند که کالا یا خدماتشان به فروش برسد و نه اینکه فقط جیب خودشان را در رده‌های بالایی پر کنند. زیرمجموعه‌ها برای توصیه‌ای که می‌کنند که کالا یا خدمات با کیفیتی را به دست مصرف کننده واقعی اش برسانند، پورسانت یا حق الزحمه‌ای به عنوان پاداش، تحت عنوان طرح‌ها یا برنامه‌های پاداشی دریافت می‌کنند. در این نوع بازاریابی شبکه‌ای قانونی، اجبار یا نیازی به انبار کردن یا خرید بیش از نیاز مصرف کالا نیست و مهمتر اینکه افراد معمولی جامعه می‌توانند با مراجعه به فروشگاه‌ها یا مراکز خدماتی معتبر، بدون اینکه وارد شبکه فروش / بازاریابی / توزیع شوند، کالا یا خدمات را خریداری و مصرف نمایند.

حال افرادی که برای بازاریابی کالا یا خدمات شان به شما مراجعه می‌کنند، شما می‌توانید با در نظر داشتن این دو حالت، به این نکته پی ببرید که آیا کارشان قانونی است یا هرمی و غیر قانونی

منبع: webfaqt.com

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 آذر1388ساعت 23:28  توسط سيد سجاد طاوسي  | 

در پی بروز مشکلاتی برای برخی از اعضائ انجمن علمی علوم اجتماعی تغییراتی در سیستم اصلی ایجاد شد که این تغییرایت به شرح زیر می باشد:

۱-اسعفای نایب رییس انجمن به دلیل مشکلات شخصی

۲-عزل خانم بختیاری به دلیل عدم حضور در انتخابات انجمن و مشکلاتی که باعث شده بود کمتر به نشریه انجمن رسیدگی شود

در پی استعفای جناب آقای بهرام محمدی نائب رئیس انجمن و در طی جلسه ای با حضور اعضائ رسمی جناب آقای سید سجاد طاوسی با رای اعضا به سمت نایب رئیس انجمن نائل شد همچنین به جای خانم بختیاری  جناب آقای مهدی احمدی صفت مسئولیت امور فرهنگی را به عهده گرفت.لازم به ذکر است جناب آقای احمدی صفت از اعضائ علی البدل انجمن بوده اند

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 خرداد1387ساعت 0:40  توسط سيد سجاد طاوسي  | 

جامعه پذيري دختران و پسران PDF(فقط براي متون انگليسي) چاپ پست الكترونيكي
نویسنده: محمود بابااوغلی# Sample Image

براي درک مفهوم جامعه پذيري و ارائه تعريفي دقيق و مشخص از آن ابتدا لازم است که از مفهوم جامعه، شناخت کافي داشته باشيم. «جامعه متشکل از گروهي از انسان هاست که با يکديگر حياتي مبتني بر پيوند، همکاري و تعاون مي گذرانند،
 همچنين جامعه داراي سازمان است.» و يا اين تعريف: «جامعه شامل گروهي از افراد است که با يکديگر در جريان طولاني زندگي کار مي کنند جامعه داراي سازمان است و افراد متعلق بدان نيز خود را از آنِ آن مي دانند» (گسنبرگ، به نقل از ساروخاني، صص 746-745)
مفهوم همکاري و تعاون و احساس تعلق نسبت به همنوعان خود در يک سازمان اجتماعي مشترک، روح مشترک؛ تمامي تعاريفي است که در خصوص جامعه ارایه شده است. بر اين اساس جامعه پذيري را مي توان چنين تعريف کرد: «جامعه پذيري (socialization) که از اوان طفوليت آغاز مي شود فرآيندي است که توسط آن فرد با فراگيري گرايش ها، انديشه ها و انگاره هاي رفتار مورد پسند جامعه (از طريق تماس با ديگران) نقش هايي را که تعيين کننده رفتار اجتماعي اوست و با پايگاه وي در گروه هاي مختلف اجتماعي انطباق دارد، به عهده مي گيرد. در جريان جامعه پذيري است که شخصيت تکوين مي پذيرد» (جوزف روسک و رولند وارن، ص 38، 1369)
مدل ها و الگوهاي فرهنگي اين ويژگي را دارند که در بدو تولد در ارگانيسم زيستی فرد انساني ثابت نشده اند و جنبه ارثي ندارند. موجودات ديگر براي ادامه حيات و تأمين نيازها، از يک سو وابسته به نداي غريزه و از سوي ديگر تابع امکانات و شرايط محيط مي باشند. ولي از آنجا که انسان به غرايز بسيار متنوعي مجهز نشده است، براي ادامه زندگي خود ناچار است ياد بگيرد که چگونه با ديگران بپيوندد و با آنها همکاري نمايد. امّا چيزي که امکان اين همکاري را فراهم مي آورد نظامي از الگوهاي رفتاري است که در جامعه در جريان زندگي و در کنش متقابل ميان انسانها بتدريج شکل گرفته است. يادگيري اين الگوهاي رفتار و به عبارتي هنجارهاي (norms) حاکم بر زندگي گروهي، تابع شرايط حاکم بر هر نظام اجتماعي است که فرد از راه تولد به عضويت آن درآمده است. اميال و احساسات و احتياجات انسان به صورت آزاد و بنا بر ضرورت زيستي و حتي رواني شکل نمي گيرد. بلکه بر حسب پاداش و مجازاتي که براي آنها در نظر گرفته مي شود تشکيل،  تحديد و تعديل ميشوند: «استاندارد شدن رفتارها بر مجازات جزائي و بخشش تکيه دارد و ناگزير حاصل نوعي فشار است» (روشه، ص 60، 1374)
Sample Image

هنجارها به دليل اينکه بر پايه ارزش ها استوارند و ارزش ها نيز يک مجموعه تصورات کلي که به طور بين ذهني به عنوان يک واقعيت اجتماعي مورد اتفاق و اعتماد يک گروه انساني تلقي مي شوند، توسط اعضاي گروه در جريان تظاهرات رفتاري افراد، مورد صيانت و محافظت قرار مي گيرند و به مرور زمان در جريان افزايش همنوايي فرد با گروه، با وجود فرد عجين شده و جزو ويژگيهاي شخصيتي او ميشود. اينجاست که بتدريج و در عين اينکه فرد انساني از سوي اعضاي گروه براي رعايت الگوهاي فرهنگي تحت فشار قرار مي گيرد، خود نيز عامل فشار به خويشتن است. به عبارت ديگر «در تمامي جوامع هر عضو در آنِ واحد هم موضوع فشار است از طرف ديگران و هم عامل فشار بر روي ديگران و هم موضوع فشاري که خود بر خويشتن وارد مي کند.» (روشه، ص 60، 1374) مدل هاي فرهنگي بيرون از افراد جامعه قرار دارند و به مرور زمان همان طور که دورکيم تأکيد مي کند در هر شخص نيز دروني شده اند و به عبارت ديگر جامعه نيز در درون افراد قرار دارد. و بدنبال اين دروني کردن مدل هاست که فشار وارده بر انها از سوي جامعه احساس نمي شود. براي انسان غربي غذا خوردن با کارد و چنگال و قاشق همان قدر طبيعي است که براي ژاپني غذا خوردن با چوب. مدل هاي فرهنگي خصوصيتي صرفاً قراردادي و نسبي دارند. پديده چند همسري در جامعه ما در دوره هايي از تاريخ بعنوان عاملي براي ابراز تشخص و ارتقاء پايگاه اجتماعي افراد تلقي مي شد، در حاليکه امروزه به عنوان يک پديده نابهنجار محسوب مي شود. لذا مدل هاي فرهنگي از جامعه اي به جامعه ی ديگر و از مکاني به مکان ديگر و به عبارتي از تمدني به تمدن ديگر و از   طبقه اي به طبقه ی  ديگر و حتي از دانشگاهي به دانشگاه ديگر تفاوت پيدا مي کند، به مرور زمان تغيير مي کنند و حتي پس از مدتي به فراموشي سپرده مي شوند. و معيار اخلاقي و غيراخلاقي بودن الگوهاي رفتار در يک جامعه درجه مقبوليت و پذيرش آنها در بين افراد گروه و ميزان انزجار و تنفر عمومي در آن جامعه نسبت به آنهاست. اين موضوع با آنچه که "سارتر" در نظريه اگزيستانسياليستي خود مطرح مي کند عامل قضاوت در اخلاقي يا غير اخلاقي بودن رفتار، صرفاً خود فرد نيست بلکه معيار، قضاوت عمومي است. چرا که بين شخص و جامعه و بين فرد و جمع، تقابل و تضادي وجود ندارد. و مقررات يکسان رفتار هم در وجدان فردي و هم در نهادها (حقوق و مذهب) و در کليّت جامعه وجود دارد.

تفاوت جامعه پذيري دختران و پسران
وقتي از مفهوم جامعه پذيري صحبت به ميان مي آيد برداشتي که از تعريف آن بعمل مي آيد، صبغه جنسي ندارد. و مفهوم فرد در اينجا اختصاص به جنس پسر يا دختر نيست. ولي با توجه به اختلاف ميان جنس دختر و پسر به لحاظ فيزيولوژيکي ، رواني ، عاطفي و همينطور به تناسب جايگاه اجتماعي هر يک از اين دو جنس در جوامع مختلف ،مي توان انتظار داشت که به لحاظ فرآيند اجتماعي شدن و انتظارات اجتماعي از آنها، تفاوت هايي را مي توان مشاهده نمود.
در جوامع سنّتي بدليل نوع معيشت افراد جامعه که بيشتر متکي به کار يدي و نيروي بدني است ترجيح (برتري) جنسي يک امر طبيعي و بديهي تلقي ميشود. و پسران نسبت به دختران از محبوبيت بيشتري برخوردارند. و از آنجایی که اقتصاد خانواده متکي به نقش پسران است، در آموزش فنون و تکنيک هاي شغلي براي پسران تلاش زيادي اعمال مي شود. و حساسيت خانواده ها نسبت به موفقيّت پسران  درمورد پذيرش نقش های اجتماعی و موفقيت درآن نقش ها، بيشتر است تا دختران. و همين طور در جوامع ميليتاريستي ،جامعه انرژي زيادي را صرف مي کرد تا بتواند پسران را به آمادگي لازم جهت روياروئي با دشمنان امپراتوري برساند. در حالي که همان موقع نگاه آزار دهنده ی جامعه به دختران، معطوف و محدود به حدي از انتظارات بود که بايد در حوزه خانه داري و بچه داري، تأمين نيازهاي مرد و ارضاء خواهش ها و ..... برآورده مي شد.
وجود پسر در خانواده به عنوان موهبتی الهی، همان قدر موجب فخر و مباهات والدین می گردید، که تولد دختری به عنوان عاملی برای حقارت و سر افکندگی.
با تامّل در نوع اسامی انتخابی برای هرپسر ودختری که در خانواده متولّد می شد،به راحتی می توان به نظام ارزشی حاکم بر جامعه پی برد.انتخاب نام هایی همچون: خداداد ونعمت الله برای پسر ها، ونام هایی همچون :خانم بس و اضافه برای دختر ها، خود تاییدی است بر این مدّعا.

امروزه به تناسب تغييرات اقتصادي و اجتماعي و تکثّر و تنوع فرهنگي که در جوامع گوناگون بوجود آمده، نگرش جامعه و سطح انتظارات جامعه نيز نسبت به اين دو جنس تغييراتي فاحش و کلي پيدا کرده است. با اين وجود، اين تغييرات نيز در تمامي جوامع وضع يکساني نداشته است. در بسياري از جوامع کمتر توسعه يافته، تحت تأثير باورهاي اعتقادي و سنتي، دختران و پسران از پايگاه اجتماعي يکساني برخوردار نيستند و حتي در نظام هاي آموزشي آنها برنامه ها و شيوه هاي آموزشي خاصي براي تربيت دختران و پسران جهت پذيرش نقش هاي اجتماعي به تناسب جنسي گنجانده شده است.
در اين گونه جوامع پسرها در مقايسه با دختران از آزادي عمل بيشتري برخوردارند و به همين ميزان دختران براي سازگاري  با مدل هاي فرهنگي با فشار اجتماعي بيشتري مواجه مي شوند. هر چه ميزان فشار اجتماعي بيشتر باشد و محدوديت بيشتري براي حضور دختران در عرصه فعاليت هاي جمعي و اجتماعي اعمال شود ، بر نگرش و نوع احساس آنان تأثيرات منفی بیشتری خواهد گذاشت و نگاه منتقدانه اي نسبت به مسائل بيروني خواهند داشت. تحقيقي در فنلاند نشان داد که«دختران به اندازه پسران از سياست حزبي آگاهي ندارند و اين موضوع سبب تولد نوع جديدي از فرهنگ سياسي شد اما بر اساس همين تحقيقات، نگرش هاي جهاني دختران بيش از پسران است. آنها مايلند که به کشورهاي در حال توسعه کمک شود. پناهندگان پذيرفته شوند. انها نسبت به فابليت علم و فن آوري براي حل مشکلات جهاني نگاه منتقدانه اي دارند و ارزش هاي انساني را بيشتر مطرح مي کنند.....» (روزنامه شرق، شماره 175، ص 9) در جوامعي که محدوديت هاي قانوني و عرفي در خصوص زنان براي احراز پست هاي سياسي و ايفاي نقش هاي اجتماعي وجود ندارد، ولي بنا بدلايلي عملاً زنان از شانس و اقبال کمتري براي دسترسي به آن نقش ها برخوردارند، به شکل گيري و فعاليت بيشتر نهضت هاي فمينيستي منجر مي شود. در حاليکه در جوامع ديگر، اين ممکن است خود را به شکل پذيرش وضع موجود يا بي تفاوتي نسبت به انچه هست،( که خود ناشي از نوعي از خودبيگانگي و يا حتي سرخوردگي که در بين قشرهاي تحصيلکرده  وجود دارد )نشان دهد.
نتيجه اينکه تفاوت هايي ميان دختران و پسران به لحاظ روحي و رواني و فيزيولوزيکي، تبعيض هاي اجتماعي فاحشي را بر آنها روا داشته است. با آنکه تفاوت معنا داري ميان دو جنس از نظر بهرة هوشي وجود ندارد، ولي معمولاً درصد دختران مشغول به تحصيل در مؤسسات آموزشي کمتر است.
دختران در مقايسه با پسران آمادگي رواني بيشتري جهت دروني کردن الگو هاي فرهنگي از خود نشان مي دهند. تحقيقات در ايران نشان داده است که درصد تخلفات راهنمايي و رانندگي بطور چشمگيري در بين خانم ها کمتر از آقايان است. موفقيت در انجام وظايف مربوط به نقش هاي اجتماعي مسبوق به آگاهي فرد از نقش جنسی خود مي باشد. «دختران تقريباً از دو سالگي شروع به بروز تمايل اجتماعي براي نزديک شدن به دخترهاي ديگر مي کنند. پسرها تا مدت طولاني تري بي طرف باقي مي مانند، امّا تا سن 3 سالگي، آنها نيز براي انتخاب هم بازي ها به همجنسان خود تمايل نشان مي دهند.
دختر بچه ها بطور فزاينده اي، يک سبک رفتاري نسبتاً آرام، اجتماعي و تعاوني در بازي ها و کنش هاي متقابل اجتماعي خود ارائه مي دهند. پسربچه ها بيشتر احتمال مي رود با يک سبک جسورانه و سرزنده در بازي هاي توأم با حرکات فيزيکي شرکت کند.» (اسميت وانيدر، 1993، به نقل از نشرية پيوند، شمارة 266، صص 20و21)
شناخت ويژگي هاي جنسي توسط والدين در خانواده و مربيان در مدارس، آنها را در هدايت دختران و پسران براي پذيرش نقش هاي اجتماعي و يادگيري مدل هاي فرهنگي متناسب با انتظارات جامعه ياري خواهد کرد. بعنوان مثال، کاهش جداسازي در مدارس و امکان افزايش تعامل ميان دو جنس به آنها فرصت آشنا شدن با دامنة وسيعي از رفتارها و فعاليت هاي انساني را مي دهد و بدين ترتيب با تقويت مهارت کودک براي برقراري ارتباط و کنش متقابل ميان جنسي موقعيت خوبي براي درک توانائي هاي خود جهت برقراري روابط موفقيت آميز در زندگي آينده ايجاد خواهد کرد.
در جامعه ما يقيناً پسرها از آزادي عمل بيشتري در روابط اجتماعي و فعاليت هاي گروهي برخوردارند که لازم است از يک سو به حذف تبعیض ها و تعدیل تدريجي فرصت ها،وبرخورداری لازم از امکانات اجتماعی توجه خاصي مبذولگشته ، از سوي ديگر با عنايت به واقعيت ماهوي هر جنس، به تکريم و تقويت عزت نفس دختران در راستاي رفع احساس خودکم بيني ناشي از تبعيض هاي نارواي اجتماعي ،اقدام شود.
منابع:
1-    روسک، جوزف و وارن، رولند. مقدمه اي بر جامعه شناسي. ترجمة بهروز نبوي و احد کريمي. چاپ سوم. تهران. کتابخانة فروردين. 1369
2-    روشه، گي. مقدمه اي بر جامعه شناسي عمومي (کنش اجتماعي) جلد اوّل. ترجمة هما زنجاني زاده. چاپ سوم. مشهد. انتشارات دانشگاه فردوسي. 1374
3-    روزنامة شرق. شمارة 175
4-    ساروخاني، باقر. دائره المعارف علوم اجتماعي. چاپ اول. تهران مؤسسة کيهان. 1370
5-    نشرية پيوند. شمارة 266    
+ نوشته شده در  شنبه 14 اردیبهشت1387ساعت 15:45  توسط سيد سجاد طاوسي  | 

سلام 

با مراجعه به سایت زیر می تونین بعضی ازالویتهای پژوهشی ۱۳۸۷ و سمینارها رو ببینید

تاآخر هفته هم منابع دکترا رو میزارم تو وبلاگ

http://www.grant.ir/Default.aspx?Page=9

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 اردیبهشت1387ساعت 14:33  توسط سيد سجاد طاوسي  | 

برنامه آموزشي دوره‌هاي كارشناسي ارشد و دكتري

دپارتمان جامعه شناسي دانشگاه هاروارد به ارائه برنامه هاي متعدد آموزشي ويژه مقاطع دكتري و كارشناسي ارشد كه منتج به كسب مدارك دكتري جامعه شناسي، دكتري جامعه شناسي و سياست اجتماعي و دكتري بررسي و مطالعه رفتارهاي نهادي مي گردد مبادرت مي نمايد.

 براي كسب اطلاعات بيشتر در مورد مدارك فوق به آدرس هاي ذيل رجوع نماييد:

دكتري جامعه شناسي

http://www.gsas.harvard.edu/programs/degree/socio.html

دكتري جامعه شناسي و سياست اجتماعي

http://www.ksg.harvard.edu/socialpol/

دكتري بررسي و مطالعة رفتارهاي نهادي

http://www.hbs.edu/doctoral/programs/ob/index.html

 براي دريافت اطلاعات مربوط  به Graduate Program به آدرس ذيل رجوع نماييد:

http://www.wjh.hardvard.edu/soc/grad.html

+ نوشته شده در  جمعه 23 فروردین1387ساعت 15:45  توسط سيد سجاد طاوسي  |